این نوشتۀ کوتاه را چهار سال پیش نیز در بخش مجموعۀ "این زبان نغز من این پارسی" گذاشته بودم و اینک به دلیل اهمیت آن بازگذاری میشود:
سپاس، تشکر یا تشکری؟
کدام یک درست است؟ "تشکر میکنم" یا "تشکری میکنم"؟
واژهای که شکل نادرست آن این روزها بیشتر در محافل سخنرانی و تلویزیونها استفاده میشود و در گفتار عادیِ مردم نیز نفوذ کرده؛ واژۀ "تشکری" است. با تاسف که این کاربرد نادرست از چند سال به این سوی؛ آن قدر رواج یافته که بسیاری را مقهور جاذبۀ خود ساخته و بدون توجه به صحت و سقم آن؛ آن را به کار میبرند.
تشکر؛ واژهای است تازی و مصدر ثلاثیمزید باب تفعل که در زبان پارسی؛ یا تنها به همین حالت مصدری؛ و یا به شکل اسم فاعل آن یعنی شاکر و متشکر یا با مشتقات فعل "کردن" و "داشتن" به کار میرود؛ به گونۀ مثال: وقتی کسی هدیهای به ما میدهد برایش می گوییم: تشکر، تشکر از شما، تشکر دارم، شاکرم، متشکرم یا از شما تشکر میکنم.
در تمام این حالها میتوان واژۀ "سپاس" را به جای "تشکر" گذاشت. پس "تشکر" تازی در جایگاه "سپاس" زبان پارسی نشسته که معنای آن منت و پذیرفتن منت و شکرگزاری برای قدرشناسی است.
حالا اگر از نظر دستوری به جای "تشکر" عربی همین سپاس پارسی خود را بگذاریم میتوانیم معادل پارسی هر یک از آنها را اینگونه ارائه دهیم:
تشکر: سپاس.
تشکر از شما: سپاس از شما.
تشکر دارم: سپاس دارم.
شاکرم و متشکرم: سپاسمندم و سپاسگزارم.
از شما تشکر میکنم: از شما سپاس میکنم.
پس در کاربردهای سپاس، سپاس دارم، سپاسگزارم، سپاسمندم و سپاس از شما و سپاس میکنم از نظر دستوری با هیچگونه مشکلی بر نمیخوریم؛ اما در صورتی که به آخر واژۀ "تشکر"؛ "ی" را که در دستور زبان پارسی به حیث نشانه و پسوند؛ کاربردهای گوناگونی دارد بیاوریم و بگوییم: تشکری، تشکری دارم، تشکری از شما، یا از شما تشکری میکنم؛ باید بتوانیم در آخر واژههای مشابه آن یعنی تعهد، تقبل، تکلم، ترحم، تقدم و مانند آنها نیز این یای پسوندی را بگذاریم و بگوییم:
از شما تشکری میکنم.
به شما تعهدی دارم.
از او تقبلی کردم.
طوطی با شما تکلمی میکند.
او قابل ترحمی است.
ایشان حق تقدمی دارند.
اگر جملههای بالا با یای نکره یا وحدت به کار روند؛ معنای مربوط به خود را دارند اما اگر در آنها این "ی" را به عنوان هر نشانه یا پسوندی بخواهیم به کار ببریم هیچ معنای درستی را به دست نخواهیم آورد.
به همین گونه اگر به واژۀ "سپاس" نیز این "ی" را اضافه کنیم یعنی بگوییم: سپاسی، سپاسی دارم، سپاسی از شما و از شما سپاسی میکنم درست نیست و من در زبان پارسی؛ هنجار یا قاعدهای را سراغ ندارم که بتوان بدین شکل از آن استفاده کرد؛ جز در کاربرد منفی این واژه آن هم به صورت تنها یا با فعل کمکی "کردن" که میگوییم: این کار؛ ناسپاسی است یا در برابر خدمت کسی ناسپاسی یا ناسپاسیکردن ناجوانمردی است.
بنا بر دلایل بالا برای دوستانی که تا حال متوجه این نکتۀ ظریف نبودهاند توصیه میشود که از خیر این "ی" در آخر تشکر بگذرند و آن را به همان شکل طبیعی آن یعنی "تشکر" به کار ببرند و بگویند: تشکر! تشکر از شما! سپاس، سپاس از شما! سپاسمندم، سپاس دوستان را، سپاس خدای را، خدا را سپاس، از شما سپاس میکنم یا از شما سپاس دارم و امثال آن.
چند مثال از متون کهن:
سپهدار؛ گفتا سپاس از خدای
که جفت مرا چون تو آمد به جای
اسدی توسی
گیاه است پوشیدن و خوردنم
سپاس کسی نیست بر گردنم
اسدی توسی
نکردی خدای جهان را سپاس
نبودی بدین بر دری رهشناس
دقیقی بلخی
ز یزدان سپاس و بدویَم پناه
که فرزند ما شد بدین پایگاه
فردوسی
سپاس مر خدای را...
تاریخ بیهقی
گر انصاف خواهی سگ حقشناس
به سیرت به از مردم ناسپاس
بوستان سعدی