دگر به مویه‌نشستن.....

سروده‌ای که بیش از یک سال از سرایش آن می‌گذرد و اینک فیسبوک؛ از خوشخوانی آن توسط جوان بااحساس سرزمین ما جناب شفیق سلطانی در همان زمان یاد کرد؛ باری دیگر با اصل متن؛ پیشکش شما عزیزان:

دگر به مویه‌نشستن.....

به کنج سینه دلم هرچه صبر کرد نشد
که غیر مُهره؛ کسی اهل تاس و نرد نشد
هزار رُستم دستان کنار میدان بود
یکی از این همه خنجر نبست و مرد نشد
زدند نعل سُم رخش را به پای شتر
چنان به تاشه که هرگز بُلند؛ گرد نشد
چقدر مزرعۀ زعفران چپاول گشت!
ولی دهان و لبی بو نداد و زرد نشد
نبود کاجِ ستبری که روی دار نرفت
نماند سروِ بُلندی که دوره‌گرد نشد
بغیر اره به داد درخت؛ کس نرسید
بغیر تیغ؛ کسی چاره‌ساز درد نشد
از این گروهِ مخنث نمی‌جهد برقی
زدیم پتک به هر آهنی که سرد.....
نشد!
دگر به مویه‌نشستن چه سود و موکندن
که از چه هیچ یلی فاتح نبرد نشد!
اگر ز شهر سیه‌جامگان ولو؛ یک تن
ز پیچ گردنه نگذشت و رهنورد نشد-
خروش پیهم آتشفشان خموش مباد!
چو هر گدازۀ آن لعل و لاژورد نشد

فضل الله زرکوب

آبانماه (برج عقرب) 1395کوپنهاگن

 

سراب

غزلی برای چشمانت پس از مدتی سکوت

سراب
به چشمهای تو وقتی که خواب می‌جوشد
چُنان بود که دو ساغر شراب می‌جوشد
نه چون شراب هَریوا و ساغر شیراز
که جفت تُنگ عسل در گلاب می‌جوشد
چه طالعی است که لبهای تشنۀ خود را
به هر لبی که گذارم سراب می‌جوشد؟
مرا به حال خود من رها مکن کز درد
درون سینۀ من التهاب می‌جوشد
دمی که شانه زند دست باد؛ موی تو را
ز گردنم عوض رگ؛ تناب می‌جوشد
از این خراب و تُرابت نظر دریغ مدار
که بر حریف؛ دلم بی‌حساب می‌جوشد
مرا مخواه که بی‌سُر شوم که هر تارم
اگر گسیخت از آن صد رباب می‌جوشد
چه نشه بود به چشم شرابیت کامشب
ز مغرب سخنم آفتاب می‌جوشد!

فضل الله زرکوب

یکشنبه 24 دیماه(برج جدی) نود و شش
کوپنهاگن

این نوشتۀ کوتاه را چهار سال پیش نیز در بخش مجموعۀ "این زبان نغز من این پارسی" گذاشته بودم و اینک به

این نوشتۀ کوتاه را چهار سال پیش نیز در بخش مجموعۀ "این زبان نغز من این پارسی" گذاشته بودم و اینک به دلیل اهمیت آن بازگذاری می‌شود:

سپاس، تشکر یا تشکری؟
کدام یک درست است؟ "تشکر می‌کنم" یا "تشکری می‌کنم"؟
واژه‌ای که شکل نادرست آن این روزها بیشتر در محافل سخنرانی و تلویزیونها استفاده می‌شود و در گفتار عادیِ مردم نیز نفوذ کرده؛ واژۀ "تشکری" است. با تاسف که این کاربرد نادرست از چند سال به این سوی؛ آن قدر رواج یافته که بسیاری را مقهور جاذبۀ خود ساخته و بدون توجه به صحت و سقم آن؛ آن را به کار می‌برند.
تشکر؛ واژه‌ای است تازی و مصدر ثلاثی‌مزید باب تفعل که در زبان پارسی؛ یا تنها به همین حالت مصدری؛ و یا به شکل اسم فاعل آن یعنی شاکر و متشکر یا با مشتقات فعل "کردن" و "داشتن" به کار می‌رود؛ به گونۀ مثال: وقتی کسی هدیه‌ای به ما می‌دهد برایش می گوییم: تشکر، تشکر از شما، تشکر دارم، شاکرم، متشکرم یا از شما تشکر می‌کنم.
در تمام این حالها می‌توان واژۀ "سپاس" را به جای "تشکر" گذاشت. پس "تشکر" تازی در جایگاه "سپاس" زبان پارسی نشسته که معنای آن منت و پذیرفتن منت و شکرگزاری برای قدرشناسی است.
حالا اگر از نظر دستوری به جای "تشکر" عربی همین سپاس پارسی خود را بگذاریم می‌توانیم معادل پارسی هر یک از آنها را اینگونه ارائه دهیم:
تشکر: سپاس.
تشکر از شما: سپاس از شما.
تشکر دارم: سپاس دارم.
شاکرم و متشکرم: سپاسمندم و سپاسگزارم.
از شما تشکر می‌کنم: از شما سپاس می‌کنم.
پس در کاربردهای سپاس، سپاس دارم، سپاسگزارم، سپاسمندم و سپاس از شما و سپاس می‌کنم از نظر دستوری با هیچگونه مشکلی بر نمی‌خوریم؛ اما در صورتی که به آخر واژۀ "تشکر"؛ "ی" را که در دستور زبان پارسی به حیث نشانه و پسوند؛ کاربردهای گوناگونی دارد بیاوریم و بگوییم: تشکری، تشکری دارم، تشکری از شما، یا از شما تشکری می‌کنم؛ باید بتوانیم در آخر واژه‌های مشابه آن یعنی تعهد، تقبل، تکلم، ترحم، تقدم و مانند آنها نیز این یای پسوندی را بگذاریم و بگوییم:
از شما تشکری می‌کنم.
به شما تعهدی دارم.
از او تقبلی کردم.
طوطی با شما تکلمی می‌کند.
او قابل ترحمی است.
ایشان حق تقدمی دارند.
اگر جمله‌های بالا با یای نکره یا وحدت به کار روند؛ معنای مربوط به خود را دارند اما اگر در آنها این "ی" را به عنوان هر نشانه یا پسوندی بخواهیم به کار ببریم هیچ معنای درستی را به دست نخواهیم آورد.
به همین گونه اگر به واژۀ "سپاس" نیز این "ی" را اضافه کنیم یعنی بگوییم: سپاسی، سپاسی دارم، سپاسی از شما و از شما سپاسی می‌کنم درست نیست و من در زبان پارسی؛ هنجار یا قاعده‌ای را سراغ ندارم که بتوان بدین شکل از آن استفاده کرد؛ جز در کاربرد منفی این واژه آن هم به صورت تنها یا با فعل کمکی "کردن" که می‌گوییم: این کار؛ ناسپاسی است یا در برابر خدمت کسی ناسپاسی یا ناسپاسی‌کردن ناجوانمردی است.
بنا بر دلایل بالا برای دوستانی که تا حال متوجه این نکتۀ ظریف نبوده‌اند توصیه می‌شود که از خیر این "ی" در آخر تشکر بگذرند و آن را به همان شکل طبیعی آن یعنی "تشکر" به کار ببرند و بگویند: تشکر! تشکر از شما! سپاس، سپاس از شما! سپاسمندم، سپاس دوستان را، سپاس خدای را، خدا را سپاس، از شما سپاس می‌کنم یا از شما سپاس دارم و امثال آن.
چند مثال از متون کهن:

سپهدار؛ گفتا سپاس از خدای
که جفت مرا چون تو آمد به جای
اسدی توسی

گیاه است پوشیدن و خوردنم
سپاس کسی نیست بر گردنم
اسدی توسی

نکردی خدای جهان را سپاس
نبودی بدین بر دری رهشناس
دقیقی بلخی

ز یزدان سپاس و بدویَم پناه
که فرزند ما شد بدین پایگاه
فردوسی

سپاس مر خدای را...
تاریخ بیهقی

گر انصاف خواهی سگ حق‌شناس
به سیرت به از مردم ناسپاس
بوستان سعدی

 

 

 

 

 

 

این نوشتۀ کوتاه را چهار سال پیش نیز در بخش مجموعۀ "این زبان نغز من این پارسی" گذاشته بودم و اینک به

این نوشتۀ کوتاه را چهار سال پیش نیز در بخش مجموعۀ "این زبان نغز من این پارسی" گذاشته بودم و اینک به دلیل اهمیت آن بازگذاری می‌شود:

سپاس، تشکر یا تشکری؟
کدام یک درست است؟ "تشکر می‌کنم" یا "تشکری می‌کنم"؟
واژه‌ای که شکل نادرست آن این روزها بیشتر در محافل سخنرانی و تلویزیونها استفاده می‌شود و در گفتار عادیِ مردم نیز نفوذ کرده؛ واژۀ "تشکری" است. با تاسف که این کاربرد نادرست از چند سال به این سوی؛ آن قدر رواج یافته که بسیاری را مقهور جاذبۀ خود ساخته و بدون توجه به صحت و سقم آن؛ آن را به کار می‌برند.
تشکر؛ واژه‌ای است تازی و مصدر ثلاثی‌مزید باب تفعل که در زبان پارسی؛ یا تنها به همین حالت مصدری؛ و یا به شکل اسم فاعل آن یعنی شاکر و متشکر یا با مشتقات فعل "کردن" و "داشتن" به کار می‌رود؛ به گونۀ مثال: وقتی کسی هدیه‌ای به ما می‌دهد برایش می گوییم: تشکر، تشکر از شما، تشکر دارم، شاکرم، متشکرم یا از شما تشکر می‌کنم.
در تمام این حالها می‌توان واژۀ "سپاس" را به جای "تشکر" گذاشت. پس "تشکر" تازی در جایگاه "سپاس" زبان پارسی نشسته که معنای آن منت و پذیرفتن منت و شکرگزاری برای قدرشناسی است.
حالا اگر از نظر دستوری به جای "تشکر" عربی همین سپاس پارسی خود را بگذاریم می‌توانیم معادل پارسی هر یک از آنها را اینگونه ارائه دهیم:
تشکر: سپاس.
تشکر از شما: سپاس از شما.
تشکر دارم: سپاس دارم.
شاکرم و متشکرم: سپاسمندم و سپاسگزارم.
از شما تشکر می‌کنم: از شما سپاس می‌کنم.
پس در کاربردهای سپاس، سپاس دارم، سپاسگزارم، سپاسمندم و سپاس از شما و سپاس می‌کنم از نظر دستوری با هیچگونه مشکلی بر نمی‌خوریم؛ اما در صورتی که به آخر واژۀ "تشکر"؛ "ی" را که در دستور زبان پارسی به حیث نشانه و پسوند؛ کاربردهای گوناگونی دارد بیاوریم و بگوییم: تشکری، تشکری دارم، تشکری از شما، یا از شما تشکری می‌کنم؛ باید بتوانیم در آخر واژه‌های مشابه آن یعنی تعهد، تقبل، تکلم، ترحم، تقدم و مانند آنها نیز این یای پسوندی را بگذاریم و بگوییم:
از شما تشکری می‌کنم.
به شما تعهدی دارم.
از او تقبلی کردم.
طوطی با شما تکلمی می‌کند.
او قابل ترحمی است.
ایشان حق تقدمی دارند.
اگر جمله‌های بالا با یای نکره یا وحدت به کار روند؛ معنای مربوط به خود را دارند اما اگر در آنها این "ی" را به عنوان هر نشانه یا پسوندی بخواهیم به کار ببریم هیچ معنای درستی را به دست نخواهیم آورد.
به همین گونه اگر به واژۀ "سپاس" نیز این "ی" را اضافه کنیم یعنی بگوییم: سپاسی، سپاسی دارم، سپاسی از شما و از شما سپاسی می‌کنم درست نیست و من در زبان پارسی؛ هنجار یا قاعده‌ای را سراغ ندارم که بتوان بدین شکل از آن استفاده کرد؛ جز در کاربرد منفی این واژه آن هم به صورت تنها یا با فعل کمکی "کردن" که می‌گوییم: این کار؛ ناسپاسی است یا در برابر خدمت کسی ناسپاسی یا ناسپاسی‌کردن ناجوانمردی است.
بنا بر دلایل بالا برای دوستانی که تا حال متوجه این نکتۀ ظریف نبوده‌اند توصیه می‌شود که از خیر این "ی" در آخر تشکر بگذرند و آن را به همان شکل طبیعی آن یعنی "تشکر" به کار ببرند و بگویند: تشکر! تشکر از شما! سپاس، سپاس از شما! سپاسمندم، سپاس دوستان را، سپاس خدای را، خدا را سپاس، از شما سپاس می‌کنم یا از شما سپاس دارم و امثال آن.
چند مثال از متون کهن:

سپهدار؛ گفتا سپاس از خدای
که جفت مرا چون تو آمد به جای
اسدی توسی

گیاه است پوشیدن و خوردنم
سپاس کسی نیست بر گردنم
اسدی توسی

نکردی خدای جهان را سپاس
نبودی بدین بر دری رهشناس
دقیقی بلخی

ز یزدان سپاس و بدویَم پناه
که فرزند ما شد بدین پایگاه
فردوسی

سپاس مر خدای را...
تاریخ بیهقی

گر انصاف خواهی سگ حق‌شناس
به سیرت به از مردم ناسپاس
بوستان سعدی

 

 

 

 

 

 

این نوشتۀ کوتاه را چهار سال پیش نیز در بخش مجموعۀ "این زبان نغز من این پارسی" گذاشته بودم و اینک به

این نوشتۀ کوتاه را چهار سال پیش نیز در بخش مجموعۀ "این زبان نغز من این پارسی" گذاشته بودم و اینک به دلیل اهمیت آن بازگذاری می‌شود:

سپاس، تشکر یا تشکری؟
کدام یک درست است؟ "تشکر می‌کنم" یا "تشکری می‌کنم"؟
واژه‌ای که شکل نادرست آن این روزها بیشتر در محافل سخنرانی و تلویزیونها استفاده می‌شود و در گفتار عادیِ مردم نیز نفوذ کرده؛ واژۀ "تشکری" است. با تاسف که این کاربرد نادرست از چند سال به این سوی؛ آن قدر رواج یافته که بسیاری را مقهور جاذبۀ خود ساخته و بدون توجه به صحت و سقم آن؛ آن را به کار می‌برند.
تشکر؛ واژه‌ای است تازی و مصدر ثلاثی‌مزید باب تفعل که در زبان پارسی؛ یا تنها به همین حالت مصدری؛ و یا به شکل اسم فاعل آن یعنی شاکر و متشکر یا با مشتقات فعل "کردن" و "داشتن" به کار می‌رود؛ به گونۀ مثال: وقتی کسی هدیه‌ای به ما می‌دهد برایش می گوییم: تشکر، تشکر از شما، تشکر دارم، شاکرم، متشکرم یا از شما تشکر می‌کنم.
در تمام این حالها می‌توان واژۀ "سپاس" را به جای "تشکر" گذاشت. پس "تشکر" تازی در جایگاه "سپاس" زبان پارسی نشسته که معنای آن منت و پذیرفتن منت و شکرگزاری برای قدرشناسی است.
حالا اگر از نظر دستوری به جای "تشکر" عربی همین سپاس پارسی خود را بگذاریم می‌توانیم معادل پارسی هر یک از آنها را اینگونه ارائه دهیم:
تشکر: سپاس.
تشکر از شما: سپاس از شما.
تشکر دارم: سپاس دارم.
شاکرم و متشکرم: سپاسمندم و سپاسگزارم.
از شما تشکر می‌کنم: از شما سپاس می‌کنم.
پس در کاربردهای سپاس، سپاس دارم، سپاسگزارم، سپاسمندم و سپاس از شما و سپاس می‌کنم از نظر دستوری با هیچگونه مشکلی بر نمی‌خوریم؛ اما در صورتی که به آخر واژۀ "تشکر"؛ "ی" را که در دستور زبان پارسی به حیث نشانه و پسوند؛ کاربردهای گوناگونی دارد بیاوریم و بگوییم: تشکری، تشکری دارم، تشکری از شما، یا از شما تشکری می‌کنم؛ باید بتوانیم در آخر واژه‌های مشابه آن یعنی تعهد، تقبل، تکلم، ترحم، تقدم و مانند آنها نیز این یای پسوندی را بگذاریم و بگوییم:
از شما تشکری می‌کنم.
به شما تعهدی دارم.
از او تقبلی کردم.
طوطی با شما تکلمی می‌کند.
او قابل ترحمی است.
ایشان حق تقدمی دارند.
اگر جمله‌های بالا با یای نکره یا وحدت به کار روند؛ معنای مربوط به خود را دارند اما اگر در آنها این "ی" را به عنوان هر نشانه یا پسوندی بخواهیم به کار ببریم هیچ معنای درستی را به دست نخواهیم آورد.
به همین گونه اگر به واژۀ "سپاس" نیز این "ی" را اضافه کنیم یعنی بگوییم: سپاسی، سپاسی دارم، سپاسی از شما و از شما سپاسی می‌کنم درست نیست و من در زبان پارسی؛ هنجار یا قاعده‌ای را سراغ ندارم که بتوان بدین شکل از آن استفاده کرد؛ جز در کاربرد منفی این واژه آن هم به صورت تنها یا با فعل کمکی "کردن" که می‌گوییم: این کار؛ ناسپاسی است یا در برابر خدمت کسی ناسپاسی یا ناسپاسی‌کردن ناجوانمردی است.
بنا بر دلایل بالا برای دوستانی که تا حال متوجه این نکتۀ ظریف نبوده‌اند توصیه می‌شود که از خیر این "ی" در آخر تشکر بگذرند و آن را به همان شکل طبیعی آن یعنی "تشکر" به کار ببرند و بگویند: تشکر! تشکر از شما! سپاس، سپاس از شما! سپاسمندم، سپاس دوستان را، سپاس خدای را، خدا را سپاس، از شما سپاس می‌کنم یا از شما سپاس دارم و امثال آن.
چند مثال از متون کهن:

سپهدار؛ گفتا سپاس از خدای
که جفت مرا چون تو آمد به جای
اسدی توسی

گیاه است پوشیدن و خوردنم
سپاس کسی نیست بر گردنم
اسدی توسی

نکردی خدای جهان را سپاس
نبودی بدین بر دری رهشناس
دقیقی بلخی

ز یزدان سپاس و بدویَم پناه
که فرزند ما شد بدین پایگاه
فردوسی

سپاس مر خدای را...
تاریخ بیهقی

گر انصاف خواهی سگ حق‌شناس
به سیرت به از مردم ناسپاس
بوستان سعدی

 

 

 

 

 

 

این نوشتۀ کوتاه را چهار سال پیش نیز در بخش مجموعۀ "این زبان نغز من این پارسی" گذاشته بودم و اینک به

این نوشتۀ کوتاه را چهار سال پیش نیز در بخش مجموعۀ "این زبان نغز من این پارسی" گذاشته بودم و اینک به دلیل اهمیت آن بازگذاری می‌شود:

سپاس، تشکر یا تشکری؟
کدام یک درست است؟ "تشکر می‌کنم" یا "تشکری می‌کنم"؟
واژه‌ای که شکل نادرست آن این روزها بیشتر در محافل سخنرانی و تلویزیونها استفاده می‌شود و در گفتار عادیِ مردم نیز نفوذ کرده؛ واژۀ "تشکری" است. با تاسف که این کاربرد نادرست از چند سال به این سوی؛ آن قدر رواج یافته که بسیاری را مقهور جاذبۀ خود ساخته و بدون توجه به صحت و سقم آن؛ آن را به کار می‌برند.
تشکر؛ واژه‌ای است تازی و مصدر ثلاثی‌مزید باب تفعل که در زبان پارسی؛ یا تنها به همین حالت مصدری؛ و یا به شکل اسم فاعل آن یعنی شاکر و متشکر یا با مشتقات فعل "کردن" و "داشتن" به کار می‌رود؛ به گونۀ مثال: وقتی کسی هدیه‌ای به ما می‌دهد برایش می گوییم: تشکر، تشکر از شما، تشکر دارم، شاکرم، متشکرم یا از شما تشکر می‌کنم.
در تمام این حالها می‌توان واژۀ "سپاس" را به جای "تشکر" گذاشت. پس "تشکر" تازی در جایگاه "سپاس" زبان پارسی نشسته که معنای آن منت و پذیرفتن منت و شکرگزاری برای قدرشناسی است.
حالا اگر از نظر دستوری به جای "تشکر" عربی همین سپاس پارسی خود را بگذاریم می‌توانیم معادل پارسی هر یک از آنها را اینگونه ارائه دهیم:
تشکر: سپاس.
تشکر از شما: سپاس از شما.
تشکر دارم: سپاس دارم.
شاکرم و متشکرم: سپاسمندم و سپاسگزارم.
از شما تشکر می‌کنم: از شما سپاس می‌کنم.
پس در کاربردهای سپاس، سپاس دارم، سپاسگزارم، سپاسمندم و سپاس از شما و سپاس می‌کنم از نظر دستوری با هیچگونه مشکلی بر نمی‌خوریم؛ اما در صورتی که به آخر واژۀ "تشکر"؛ "ی" را که در دستور زبان پارسی به حیث نشانه و پسوند؛ کاربردهای گوناگونی دارد بیاوریم و بگوییم: تشکری، تشکری دارم، تشکری از شما، یا از شما تشکری می‌کنم؛ باید بتوانیم در آخر واژه‌های مشابه آن یعنی تعهد، تقبل، تکلم، ترحم، تقدم و مانند آنها نیز این یای پسوندی را بگذاریم و بگوییم:
از شما تشکری می‌کنم.
به شما تعهدی دارم.
از او تقبلی کردم.
طوطی با شما تکلمی می‌کند.
او قابل ترحمی است.
ایشان حق تقدمی دارند.
اگر جمله‌های بالا با یای نکره یا وحدت به کار روند؛ معنای مربوط به خود را دارند اما اگر در آنها این "ی" را به عنوان هر نشانه یا پسوندی بخواهیم به کار ببریم هیچ معنای درستی را به دست نخواهیم آورد.
به همین گونه اگر به واژۀ "سپاس" نیز این "ی" را اضافه کنیم یعنی بگوییم: سپاسی، سپاسی دارم، سپاسی از شما و از شما سپاسی می‌کنم درست نیست و من در زبان پارسی؛ هنجار یا قاعده‌ای را سراغ ندارم که بتوان بدین شکل از آن استفاده کرد؛ جز در کاربرد منفی این واژه آن هم به صورت تنها یا با فعل کمکی "کردن" که می‌گوییم: این کار؛ ناسپاسی است یا در برابر خدمت کسی ناسپاسی یا ناسپاسی‌کردن ناجوانمردی است.
بنا بر دلایل بالا برای دوستانی که تا حال متوجه این نکتۀ ظریف نبوده‌اند توصیه می‌شود که از خیر این "ی" در آخر تشکر بگذرند و آن را به همان شکل طبیعی آن یعنی "تشکر" به کار ببرند و بگویند: تشکر! تشکر از شما! سپاس، سپاس از شما! سپاسمندم، سپاس دوستان را، سپاس خدای را، خدا را سپاس، از شما سپاس می‌کنم یا از شما سپاس دارم و امثال آن.
چند مثال از متون کهن:

سپهدار؛ گفتا سپاس از خدای
که جفت مرا چون تو آمد به جای
اسدی توسی

گیاه است پوشیدن و خوردنم
سپاس کسی نیست بر گردنم
اسدی توسی

نکردی خدای جهان را سپاس
نبودی بدین بر دری رهشناس
دقیقی بلخی

ز یزدان سپاس و بدویَم پناه
که فرزند ما شد بدین پایگاه
فردوسی

سپاس مر خدای را...
تاریخ بیهقی

گر انصاف خواهی سگ حق‌شناس
به سیرت به از مردم ناسپاس
بوستان سعدی

 

 

 

 

 

 

این نوشتۀ کوتاه را چهار سال پیش نیز در بخش مجموعۀ "این زبان نغز من این پارسی" گذاشته بودم و اینک به

این نوشتۀ کوتاه را چهار سال پیش نیز در بخش مجموعۀ "این زبان نغز من این پارسی" گذاشته بودم و اینک به دلیل اهمیت آن بازگذاری می‌شود:

سپاس، تشکر یا تشکری؟
کدام یک درست است؟ "تشکر می‌کنم" یا "تشکری می‌کنم"؟
واژه‌ای که شکل نادرست آن این روزها بیشتر در محافل سخنرانی و تلویزیونها استفاده می‌شود و در گفتار عادیِ مردم نیز نفوذ کرده؛ واژۀ "تشکری" است. با تاسف که این کاربرد نادرست از چند سال به این سوی؛ آن قدر رواج یافته که بسیاری را مقهور جاذبۀ خود ساخته و بدون توجه به صحت و سقم آن؛ آن را به کار می‌برند.
تشکر؛ واژه‌ای است تازی و مصدر ثلاثی‌مزید باب تفعل که در زبان پارسی؛ یا تنها به همین حالت مصدری؛ و یا به شکل اسم فاعل آن یعنی شاکر و متشکر یا با مشتقات فعل "کردن" و "داشتن" به کار می‌رود؛ به گونۀ مثال: وقتی کسی هدیه‌ای به ما می‌دهد برایش می گوییم: تشکر، تشکر از شما، تشکر دارم، شاکرم، متشکرم یا از شما تشکر می‌کنم.
در تمام این حالها می‌توان واژۀ "سپاس" را به جای "تشکر" گذاشت. پس "تشکر" تازی در جایگاه "سپاس" زبان پارسی نشسته که معنای آن منت و پذیرفتن منت و شکرگزاری برای قدرشناسی است.
حالا اگر از نظر دستوری به جای "تشکر" عربی همین سپاس پارسی خود را بگذاریم می‌توانیم معادل پارسی هر یک از آنها را اینگونه ارائه دهیم:
تشکر: سپاس.
تشکر از شما: سپاس از شما.
تشکر دارم: سپاس دارم.
شاکرم و متشکرم: سپاسمندم و سپاسگزارم.
از شما تشکر می‌کنم: از شما سپاس می‌کنم.
پس در کاربردهای سپاس، سپاس دارم، سپاسگزارم، سپاسمندم و سپاس از شما و سپاس می‌کنم از نظر دستوری با هیچگونه مشکلی بر نمی‌خوریم؛ اما در صورتی که به آخر واژۀ "تشکر"؛ "ی" را که در دستور زبان پارسی به حیث نشانه و پسوند؛ کاربردهای گوناگونی دارد بیاوریم و بگوییم: تشکری، تشکری دارم، تشکری از شما، یا از شما تشکری می‌کنم؛ باید بتوانیم در آخر واژه‌های مشابه آن یعنی تعهد، تقبل، تکلم، ترحم، تقدم و مانند آنها نیز این یای پسوندی را بگذاریم و بگوییم:
از شما تشکری می‌کنم.
به شما تعهدی دارم.
از او تقبلی کردم.
طوطی با شما تکلمی می‌کند.
او قابل ترحمی است.
ایشان حق تقدمی دارند.
اگر جمله‌های بالا با یای نکره یا وحدت به کار روند؛ معنای مربوط به خود را دارند اما اگر در آنها این "ی" را به عنوان هر نشانه یا پسوندی بخواهیم به کار ببریم هیچ معنای درستی را به دست نخواهیم آورد.
به همین گونه اگر به واژۀ "سپاس" نیز این "ی" را اضافه کنیم یعنی بگوییم: سپاسی، سپاسی دارم، سپاسی از شما و از شما سپاسی می‌کنم درست نیست و من در زبان پارسی؛ هنجار یا قاعده‌ای را سراغ ندارم که بتوان بدین شکل از آن استفاده کرد؛ جز در کاربرد منفی این واژه آن هم به صورت تنها یا با فعل کمکی "کردن" که می‌گوییم: این کار؛ ناسپاسی است یا در برابر خدمت کسی ناسپاسی یا ناسپاسی‌کردن ناجوانمردی است.
بنا بر دلایل بالا برای دوستانی که تا حال متوجه این نکتۀ ظریف نبوده‌اند توصیه می‌شود که از خیر این "ی" در آخر تشکر بگذرند و آن را به همان شکل طبیعی آن یعنی "تشکر" به کار ببرند و بگویند: تشکر! تشکر از شما! سپاس، سپاس از شما! سپاسمندم، سپاس دوستان را، سپاس خدای را، خدا را سپاس، از شما سپاس می‌کنم یا از شما سپاس دارم و امثال آن.
چند مثال از متون کهن:

سپهدار؛ گفتا سپاس از خدای
که جفت مرا چون تو آمد به جای
اسدی توسی

گیاه است پوشیدن و خوردنم
سپاس کسی نیست بر گردنم
اسدی توسی

نکردی خدای جهان را سپاس
نبودی بدین بر دری رهشناس
دقیقی بلخی

ز یزدان سپاس و بدویَم پناه
که فرزند ما شد بدین پایگاه
فردوسی

سپاس مر خدای را...
تاریخ بیهقی

گر انصاف خواهی سگ حق‌شناس
به سیرت به از مردم ناسپاس
بوستان سعدی

 

 

 

محک تجربه

به سلامتی و همراهی با شاعر قدرتمند و ارجمندِ سرد و گرم‌چشیدۀ روزگار ما حضرت جواهری که گفت:

"زندگی جدول سرگرمیهاست
واژۀ حل معما پول است
در لغتنامۀ ملیونرها
اول و آخر دنیا پول است"
ما هم از او الهام گرفتیم و گفتیم:

محک تجربه
یار ما گفت که حق با پول است
"واژۀ حل معما پول است"
زین پس ای دوست! جواهر مفروش
سکۀ رایج؛ تنها پول است
بستن دل به رفاقت؛ خِنگی است
سرور و سید و مولا پول است
عصر ما عصر رسالتها نیست
نوح؛ پول است، مسیحا پول است
رُک بگویم که به بسیاری ما
خالقِ قادرِ یکتا پول است
رخت بر بسته صداقت ز زمین
حاکمِ خشکی و دریا پول است
دوستی، مهر، محبت؛ مفلوک
آن که برحال و توانا پول است
عُرضه پول است، شهامت پول است
عَرضه پول است، تقاضا پول است
دور از روی رفیقان گلم
که نه در دایرۀ ما پول است
آزمودیم رفاقتها را
بهترین دوست به دنیا پول است
محک تجربۀ این بازار
چه طلا و چه مطلا پول است
مشتِ یاران دو رنگ و دله را
آنچه بی‌پرده کند وا؛ پول است
های مجنون ز چه سرگردانی!
محرم خلوت لیلا پول است
باز؛ بر می‌گردیم بر جای نخست:
"واژۀ حل معما پول است"

فضل‌الله زرکوب

شنبه شانزدهم دیماه (برج جدی) نود وشش

 

امروز زادروز خواهرزادۀ عزیزم جناب احسان ناوک است. خیلی دوستش دارم و این روز خجستۀ زمینی‌شدنش را برای

امروز زادروز خواهرزادۀ عزیزم جناب احسان ناوک است. خیلی دوستش دارم و این روز خجستۀ زمینی‌شدنش را برایش مبارکباد می‌گویم:

احسان عزیز زادروزت تبریک!
ایام خوش حریف‌سوزت تبریک!

پاییز الاهی که نبیند باغت!
نوروز و بهاران و تموزت تبریک

۳۱ دسامبر ۲۰۱۷

دگر به مویه‌نشستن.....

غزلی از مجموعۀ زیر چاپ: "شیپور مست صاعقه" پیشکش شما عزیزان

دگر به مویه‌نشستن.....

به کنج سینه دلم هرچه صبر کرد نشد
که غیر مُهره؛ کسی اهل تاس و نرد نشد
هزار رُستم دستان کنار میدان بود
یکی از این همه خنجر نبست و مرد نشد
زدند نعل سُم رخش را به پای شتر
چنان به تاشه که هرگز بُلند؛ گرد نشد
چقدر مزرعۀ زعفران چپاول گشت!
ولی دهان و لبی بو نداد و زرد نشد
نبود کاج ستبری که روی دار نرفت
نماند سرو بُلندی که دوره‌گرد نشد
بغیر اره به داد درخت؛ کس نرسید
بغیر تیغ؛ کسی چاره‌ساز درد نشد
از این گروه مخنث نمی‌جهد برقی
زدیم پتک به هر آهنی که سرد.....
نشد!
دگر به مویه‌نشستن چه سود و موکندن
که از چه هیچ یلی فاتح نبرد نشد!

۲۹ دسامبر ۲۰۱۷