أَرِیوَهرُودِ* من...
لخت جگر منی هریوای عزیز!
مرغ سحر منی هریوای عزیز!
گر در سر من هوای پروازی هست
تو شاهپر منی هریوای عزیز!
به مناسبت هفتمین سوگروز کبوتران سپیدی که لاشخواران؛ سمفونی بغبغویشان را در خون نشاندند:
أَرِیوَهرُودِ* من...
أَرِیوَهرود من ای مرغ بالوپردرخون!
أَرِیوَهرود من ای نالۀ جگردرخون!
أَرِیوَهرود من ای بغض در گلو زنجیر!
أَرِیوَهرود من ای باغ نیشکر در خون!
أَرِیوَهرود من ای تشنۀ عطشدرکام!
أَرِیوَهرود من ای خستۀ سفردرخون
أَرِیوَهرودِ سحر تا غروب در فریاد!
أَرِیوَهرودِ ز شب تا سپیده سر در خون
چگونه بود که در شام دلفریب هرات
ستبر کاج تو غلتید تا کمر در خون؟
أَرِیوَهرود! بگو! لب مبند! از چه شدند
کبوتران حریم تو غوطهور در خون؟
پسر نهاد به زانو سر پدر در خاک؟
پدر کشید به بر پیکر پسر در خون؟
ایا مخدرگان سبیلتابیده
که خفته خاورتان تا به باختر در خون!
نشست پشت نشست و سکوت پشت سکوت
نتیجهای ندهد غیر نان تر در خون
بگو به گردنهگیران که نیست چندان دور
که لاشههای شما باشد و تبر در خون
مرا که نیست بغیر از چراغ؛ شمشیری
مرا که نیست چموشی بجز خطر در خون
أَرِیوَهزاده نباشم اگر مُغُط** ندهم
شما و نسل شما را نفر نفر در خون
زرکوب
پگاه سهشنبه هفدهم مردادماه(برج اسد) 1396
کوپنهاگن
مرغ سحر منی هریوای عزیز!
گر در سر من هوای پروازی هست
تو شاهپر منی هریوای عزیز!
به مناسبت هفتمین سوگروز کبوتران سپیدی که لاشخواران؛ سمفونی بغبغویشان را در خون نشاندند:
أَرِیوَهرُودِ* من...
أَرِیوَهرود من ای مرغ بالوپردرخون!
أَرِیوَهرود من ای نالۀ جگردرخون!
أَرِیوَهرود من ای بغض در گلو زنجیر!
أَرِیوَهرود من ای باغ نیشکر در خون!
أَرِیوَهرود من ای تشنۀ عطشدرکام!
أَرِیوَهرود من ای خستۀ سفردرخون
أَرِیوَهرودِ سحر تا غروب در فریاد!
أَرِیوَهرودِ ز شب تا سپیده سر در خون
چگونه بود که در شام دلفریب هرات
ستبر کاج تو غلتید تا کمر در خون؟
أَرِیوَهرود! بگو! لب مبند! از چه شدند
کبوتران حریم تو غوطهور در خون؟
پسر نهاد به زانو سر پدر در خاک؟
پدر کشید به بر پیکر پسر در خون؟
ایا مخدرگان سبیلتابیده
که خفته خاورتان تا به باختر در خون!
نشست پشت نشست و سکوت پشت سکوت
نتیجهای ندهد غیر نان تر در خون
بگو به گردنهگیران که نیست چندان دور
که لاشههای شما باشد و تبر در خون
مرا که نیست بغیر از چراغ؛ شمشیری
مرا که نیست چموشی بجز خطر در خون
أَرِیوَهزاده نباشم اگر مُغُط** ندهم
شما و نسل شما را نفر نفر در خون
زرکوب
پگاه سهشنبه هفدهم مردادماه(برج اسد) 1396
کوپنهاگن
*أَرِیوَه یا أَرِیوا نام قدیمی هرات و أَریوهرود یا هَریرود نام رودخانۀ بزرگی است که تمدن هریوازمین مرهون آبهای شیرین آن است.
این رود از کوههای شرق هرات سرچشمه میگیرد و به سمت غرب جریان دارد. دارای دو پل بزرگ و معروف به نامهای "پل هریرود" و "پل مالان" است که تمامیتخواهان قبیله نام جعلی و ناسازگار "پل پشتون" را بر "پل هریرود" گذاشتهاند.
**مُغُط: در اصطلاح عامیانۀ هرات؛ به معنای غوطه است و بیشتر با فعلهای زدن، خوردن و دادن به کار میرود.
"مغوط زدن": فرورفتن و بالاآمدن اختیاری شخص در آب.
"مُغُط دادن": جهت تنبیه؛ کسی را پیهم تا سرحد مرگ در آب فرو بردن و بالاکش
+ نوشته شده در شنبه یکم مهر ۱۳۹۶ ساعت 22:11 توسط
|